![]() |
|
سينماي ما- «داريوش مهرجويي را بسياري از ما ميشناسيم و ميدانيم كه فيلمسازي پيشگام و اثرگذار و تعيينكننده در شكلگيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشههاي وارداتي پرپر ميزد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان بهندرت فرصت مييافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد.» عليرضا داودنژاد در ادامهي يادداشتهايش پيرامون شگردشناسي دشمنان سينماي ايران، همزمان با عرضهي نسخهي قاچاق "سنتوري" آورده است:« آيا سينماي ايران دشمن دارد؟ چه كسي دشمن سينماي ايران است؟ علت اين دشمني چيست؟ آنچه را ميتوان دشمني با سينماي ايران خواند بيش از آنكه ناشي از اميال و ارادههاي شخصي باشد، وابسته به گرايشاتي است كه در حوزه "قدرت" به مفهوم معاصر آن قابل تعريف است. نفس قدرت امري گريزپا و معمولا به دور از دسترس عقل پژوهشگر است و آنچه را ما در قلمرو واقعيات روزمره ميتوانيم به معاينه دريابيم، بيشتر مربوط به نحوه موضعگيري در مقابل قدرت و شيوههاي برخورد با آن است. مثلا در ايران رويكرد اغلب حاكمان به موضوع قدرت حاكي از گرايش آنها به سلب اختيار از اراده عمومي و انحصار قدرت به صورتي متمركز در دست پادشاه بوده است؛ و اين درست برعكس آنچيزي است كه ما در بعد از انقلاب از امام (ره) ديديدم و آن تمايل به توزيع قدرت در بين همه آحاد ملت بود. اين امام (ره) است كه فرديت انساني را در گرو باور او به استقلال وجودي از ديگران ميداند و كليد اين استقلال را در عبوديت براي خداوند يكتا تعريف ميكند.» اين كارگردان معتقد است: «در واقع ارادههاي ميليتاريستي كه از مالكيت كمپانيهاي اسلحهسازي نشأت ميگيرند و منافع خود را در آتشافروزي و سلطهجويي به دست ميآورند جهان را در انحصار تصميمات و علايق خود ميخواهند و "بايد" و "نبايد"هاي حاكم بر مناسبات انساني را بر همين پايه طراحي، تعريف و ترويج ميكنند. گرايش قدرتهاي ميليتاريستي بهغلبه بر امر "سفارش" در توليدات فرهنگي از همين خاستگاه سرچشمه ميگيرد. آنچه "چارلي چاپلين" را در آمريكا مغضوب قدرتهاي انحصارطلب كرد، آزادگي اين هنرمند و گرايش او به احترام براي بني نوع بشر بود. چنانكه "براندو" نيز در هاليوود مغضوب واقع شد، چراكه از تنوع فرهنگي دفاع ميكرد و ضمن مخالفت با براندازي فرهنگهاي بومي با كليشههاي جعلي ميليتاريستي در معارضه و كشمكش بود.» داودنژاد نوشته است: «براي پيبردن به راز تولد و مرگ سينماهاي ملي در همهجاي جهان ميتوان از همين زاويه به ماجرا نگريست. آنچه سينما ميتواند در حوزههاي فرهنگي انجام دهد و با اغراض جهان سلطه در تعارض است، راهدادن به حيات واقعي تاريخي ملتها در قلمرو توليد كالاهاي فرهنگي است. ملتي كه بتواند آدمها، روابط، برخوردها، حوادث و جريانات بومي خود را به طرزي زنده در آثار ديداري شنيداري بازسازي و ثبت نمايد و نظام ارزشي خود را نه فقط در قالبهاي نظري و فلسفي بلكه بهصورت عمل زنده فردي و اجتماعي ارايه نمايد، در واقع گرماي حيات انساني را ضمانت تأثيرگذاري و بقاء و دوام فرهنگي خود قرار ميدهد و به اين ترتيب بديهي است كه دشمني سلطهجويان را برميانگيزد و محكوم به مبارزهاي تمامعيار و همهجانبه و هميشگي با توطئههاي آشكار و پنهان سلطهگران و سلطهمداران ميشود. اگر كساني هستند كه اينگونه توطئهها را درنمييابند بهتر است نگاهي به تاريخ بيندازند و به عيان مشاهده كنند كه چگونه سينماهاي بومي و ملي در شمال آفريقا و كشورهاي خاورميانه تا تركيه و ايران پاميگيرد و به محض رونق و تلألو توسط حكومتها و مديريتهاي وابسته به مسير ركود و ورشكستگي و انقراض كشانده ميشود.» داودنژاد آورده است: «گرايش به تمركز و انحصار در قدرت هيچ پايگاه مستقلي را در قلمرو توليد فرهنگي تاب نميآورد. مگر آنكه آن را با لطائفالحيل به انفعال و تقليد بكشاند و از اين طريق محصولات آن را خنثي، بياثر و محروم از مخاطب كند. واداركردن دولتها، جناحات و مديريتهاي وابسته به ورشكستكردن توليد فرهنگي داخلي و راه بازكردن براي محصولات وارداتي چاره ناگزيري است كه جهان سلطه پيشاروي خود مييابد و براي دسترسي به آن از هيچگونه تلاش، سرمايهگذاري، بيرحمي و توطئه فروگذاري نمينمايد.» داودنژاد بيان كرد: «خانهنشينكردن نيروهاي خوشقريحه و متخصص و خلاق، جداييانداختن بين زندگي بومي و فيلم داخلي، سختكردن امر توليد فيلم، كاهش پشتيباني رسانهاي و تبليغاتي، عقب نگاهداشتن سختافزاري، واگذار كردن بازارهاي ويدئويي و تلويزيوني و ماهوارهاي به آثار خارجي و بالاخره غلبهبخشيدن به سلطه فيلمهاي خارجي در تالارهاي نمايش داخلي روندي قابل شناسايي است كه براي به زمين زدن هنر و سينما در هر كشور مبتكر و خلاقي توسط سلطهجويان طراحي و اعمال شده و ميشود.» اين كارگردان معتقد است: «ملتي كه آواي خوش ندارد، به زيبايي سخن نميگويد، روياهاي شيرين و دستيافتني نميآفريند، نور و سايه روشن و رنگ نميفهمد، طراحي و معماري نميشناسد و بالاخره از ايجاد تنوع در آيينهاي اجتماعي عاجز است، به فقر هنري و فرهنگي مبتلا ميشود و چارهاي جز انفعال و تقليد و تسليم در مقابل سلطهجويان پيدا نميكند. به اين ترتيب ما ميتوانيم عملكرد افراد، گروهها و مديريتها را در شيوه برخورد آنها با توليد كالاهاي فرهنگي داخلي ارزيابي كنيم و عواقب و آثار اين عملكردها را در ارتباط با منافع و مصالح ملي بسنجيم و دربيابيم.» كارگردان مصائب شيرين نوشته است: «آيا جرياناتي كه فيلمسازان نخبه ما را نشانه ميگيرند و بياعتنا به شخصيت، عواطف و عمر محدود آنها براي خدمت به سرزمين خويش هرگونه ضربهاي را نثار روح و روان و داشتههاي آنها مينمايند، در جرگه دشمنان هنر و فرهنگ اين سرزمين تعريف نميشوند و دانسته و نادانسته آب به آسياب قدرتهاي سلطهجو نميريزند و در جهت براندازي فرهنگي اين مملكت گام برنميدارند؟ داريوش مهرجويي را بسياري از ما ميشناسيم و ميدانيم كه فيلمسازي پيشگام و اثرگذار و تعيينكننده در شكلگيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشههاي وارداتي پرپر ميزد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان به ندرت فرصت مييافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد. "هالو"، "دايره مينا"، "اجارهنشينها"، "هامون"، "پري"، "سارا"، "ليلا"، "مهمان مامان" نمونههايي ديگر از آثار اين فيلمساز يگانه سينماي ايران است كه هر كدام خشتي ماندگار از بناي انكارناپذير سينماي ملي ما را ساخته و برجا گذاشته است.» كارگردان "نياز" افزود: «ما اكنون ميشنويم كه داريوش مهرجويي، بعد از ناكام ماندن از نمايش آخرين فيلم خود در سالنهاي سينماي كشور امروز بايد شاهد باشد كه دار و دستههاي تبهكار و جاني همان فيلم را به تاراج ميبرند و با انتشار ويديويي قاچاق آن ميروند كه به بهرهبرداريهاي ميلياردتوماني دست پيدا كنند و به دست خالي مهرجويي و ديگراني كه براي تهيه اين فيلم از جان و مال مايه گذاشتند، بخندند.» داودنژاد آورده است: «شنيدن اين خبر چه احساسي را در شما برميانگيزد و چه انديشهاي را از ذهنتان عبور ميدهد؟ آيا نحوه برخورد هريك از ما با چنين ماجراهايي نميتواند پرده از نيتمان نسبت به مصالح و منافع ملي كشورمان بردارد؟ ضربه زدن به يك هنرمند بيبديل و يك استاد كمنظير در حوزه فرهنگ ايران زمين چه كساني را غمگين و چگونه افرادي را شاد ميكند؟ آيا امكان دفاع جدي و مستمر از سينماي ايران وجود ندارد؟ ما براي بازگرداندن دهها ميليون مخاطب به تاراج رفته توسط فيلمهاي ويديويي و ماهوارهيي خارجي به بازار محصولات داخلي چه راه و رسمي را در پيش گرفتهايم؟ آيا در جهان امروز اسلاميتر از سينماي ايران سينمايي وجود دارد؟!» | |
![]() |
|
[ گیسو فغفوری ] سینمای ما - از ميدان وليعصر تا پاساژ تنديس تجريش، از انقلاب تا امام حسين؛ حالا ديگر همه <علي سنتوري> ميفروشند. ميگويند بدون سانسور است، كيفيت آينه. قيمت دو برابر ديويديهاي معمول- از 2 هزار تا 3 هزار- استدلال هم ميكنند؛ اولش است چند روز ديگر قيمت ميآيد پايين.چند نفر ايستاده بودند و باور نميكردند. ميگفتند دوباره سيدي خالي ميفروشيد. فروشنده هم تاكيد ميكرد ما اينجا هستيم اگر خالي بود برگردانيد، اگر آينه بود برايمان صلوات بفرستيد. عابري كه رد ميشود، ميگويد نخريد خيانت است، دزدي است و رد ميشود. خوشحال ميشويم، اما گويي اين حرف اثري ندارد و چند نفر ديويدي سنتوري را كه با عكسهاي زيباي فيلم از <گلشيفته فراهاني> و <بهرام رادان> تزيين شده ميخرند و اين موضوع قطعيت مييابد كه فروش تقريبي قاچاق اين فيلم در كمتر از 2، 3 روز ميتواند 150 تا 200 ميليون تومان باشد؛ ثروتي كه هم از فروش هر نسخه آن به قيمت 50، 60 هزار تومان به تكثيركنندههاي مختلف در سراسر شهر به دست ميآيد و هم درصدي از فروشهاي آن از تكتك نسخههاي قاچاق در اختيار فروشندگان اصلي پديد ميآيد. اين قيمت را فروشنده جواني ميگويد كه ديويدي سنتوري را ميفروشد. از همه اينها كه بگذريم اين سوال مطرح است: اين نسخه از كجا آمده است؟ نسخهاي كه هم با نسخه اكران شده در جشنواره متفاوت است، هم با نسخهاي كه قرار بوده به نمايش عمومي درآيد. نسخهاي كه كامل است، هم صحنه ورود علي بلورچي را به مجلس روضه مادرش بهطور كامل دارد، هم صحنهاي را كه در آن خانه هيچ مدادي پيدا نميشود. هم ترانههاي چاووشي را با صداي خودش دارد،هم آن ترانههايي را كه در ايام جشنواره به دليل مصادف شدن با ماه محرم حذف شده بودند و اينك همراه فيلم است. هم صحنهها بدون برشهايي استكه در جشنواره از سوي مهرجويي به عنوان تدوين متفاوت اعلام شد. نسخه قاچاق سنتوري كيفيت بالاتري دارد صاف مثل آينه است، صداي آن نيز شفاف پخش ميشود. لبخواني بهرام رادان با صداي چاووشي خوب درآمده است؛ مثل نواختن سنتور توسط او. شايد به خاطر همين نكتهها بود كه توانست سيمرغ بلورين بهترين بازيگر را در جشنواره بيستوپنجم از آن خود كند. اين فيلم كه به صورت قاچاق پخش شده يكدست است و سر راست. تكهتكه نيست مثل فيلمي كه در جشنواره پارسال ديديم و البته همان هم خيلي خوب بود. نميدانيم آيا اين همان فيلمي است كه در جشنواره فيلمكس توكيو مورد تحسين مردم و داوران قرار گرفته، يا همان نسخهاي است كه در لسآنجلس به نمايش درآمده؟ نميدانيم آيا اين يكي از همان 50 نسخهاي است كه در اختيار سينماها براي اكران قرار گرفته يا از روي اينترنت دانلود شده است.نميدانيم چطور شد كه اين همه تمهيداتي كه پخشكننده فيلم براي جلوگيري از قاچاق در نظر گرفته بود، مثل كدگذاري كپيهاي 35 و استفاده از كپي 35 فيلم و... چگونه دور زده شد؟نميدانيم كه ديويدي اين فيلم چرا يك سال پس از اكران در جشنواره و هفت ماه پس از زماني كه قرار بود به نمايش عمومي درآيد، درست پس از جشنواره فيلم فجر به بازار آمده است؟ آيا بايد فكر كنيم كه رابطهاي ميان اين زمانهاست؟ | |
![]() |
|
سینمای ما - ين واقعيتي است که مکانيسم مميزي در سينماي ايران با موارد مشابه در سينماي جهان متفاوت است. مميزي در اکثر کشورها اعمال مي شود اما مهم ترين شاخصه براي اعمال سانسور در اين کشورها، مواردي مثل سکس يا صحنه هاي خشن است. در کشور ما سينما سال هاست از اينگونه شائبه ها مبرا شده است اما با اين حال مميزي با شدت به حيات خود ادامه مي دهد. وقتي پس از ساخت فيلم يک شب با مميزي رسمي روبه رو شدم، متوجه يک واقعيت تلخ شدم. در جامعه سينمايي ما، آنچه در فيلم ها دچار مميزي مي شود اکثراً ديدگاه انتقادي نويسنده فيلمنامه و کارگردان نسبت به جامعه اش است. ديدگاهي که به رغم قرار گرفتن در چارچوب متين هنري، احياناً به مذاق و سليقه فرد يا گروهي خوش نمي آيد و حيات فيلم را به خطر مي اندازد و اين اتفاق خوشايندي نيست. محدود کردن آزادي بيان يک هنرمند، حالا در هر حوزه يي از فعاليت هاي هنري، به ناچار رخوت و سکون را به هنر ما تحميل مي کند. شايد مساله از اينجا ناشي مي شود که مسوولان فرهنگي و هنري کشور ما فکر مي کنند در يک وضعيت ايده آل هنرمندان همه بايد مبلغ يک ديدگاه باشند. آنها هنرمندان يکدست و يک شکلي را در ذهنيت خود دارند و اين غيرقابل پذيرش است. تسري يک سليقه خاص در مراجع تصميم گيري و گلوگاه هاي سرنوشت ساز هنر و سينما، مطمئناً ما را به نتايج فاجعه باري خواهد رساند. پافشاري براي حضور يک ديدگاه خاص و طرد ديدگاه هاي ديگر، از جمله نگاه هاي منتقدانه و معترض، نابهنجاري هايي را در سطح جامعه ايجاد مي کند که نمونه يي از آن را در توزيع و تکثير غيرقانوني سي دي فيلم ها مي توانيم ببينيم. اين واکنش نابهنجار جامعه به تلاش صاحبان يک عقيده و نظريه براي اعمال سليقه خاص خود در سطح جامعه است. در فضاي مسمومي که ايجاد مي شود، کساني که سود مي برند قاچاقچيان فيلم هستند. تکثير ميليوني سي دي فيلم توقيف شده سنتوري و تکاپوي تهيه کننده فيلم و مسوولان سينما براي مقابله و کنترل اين اتفاق در کنار عزم مجلس و کميسيون فرهنگي (که شنيده مي شود امروز طي جلسه يي اين اتفاق را بررسي مي کنند) فرصت ايده آلي را براي يکسره کردن و از ريشه قطع کردن اين معضل بزرگ فراهم ساخته است. مي توان از يک تصميم سمبليک آغاز کرد مثلاً ايجاد يک کمپين براي حمايت از اکران فيلم و مبارزه با قاچاق سي دي (که صنعت ناتوان سينماي ما را نيز به شدت تهديد مي کند) و در کنار آن اکران هرچه سريع تر سنتوري مهرجويي. شايد بتوان اين گونه هم مردم را ترغيب کرد تا حتي اگر سي دي قاچاق فيلم را خريده اند براي حمايت از سينماي ملي راهي سالن هاي سينما شوند و هم جلوي ضرر هرچه بيشتر تهيه کنندگان فيلم را گرفت. اگر اين عزم در بين مسوولان سينماي کشور به وجود بيايد و آنها هم همپاي اهالي سينما و مطبوعات متوجه تهديد بزرگي شوند که اين نوع سينماي زيرزميني، سينماي ملي ما را تهديد مي کند، مي توانيم شاهد خروج سينما از وضعيت بحراني امروز باشيم. به عنوان يک فيلمساز اين شانس را داشته ام که به خاطر حضور يک پخش کننده خارجي، فيلمم (يک شب) به رغم قرار گرفتن در بلاتکليفي اکران، از خطر تکثير غيرمجاز فيلم، در امان بماند، اما وقتي خودم را جاي کارگردان و تهيه کننده يي مي گذارم که ثمره ماه ها و شايد سال ها سرمايه گذاري هنري و مالي شان، اينگونه به شکلي قاچاق وارد بازار سي دي فروشي ها شده و عوايد مالي آن نصيب گروهي دلال و فرصت طلب مي شود، چاره يي ندارم جز يک درخواست مصرانه براي چاره انديشي هرچه سريع تر مسوولان سينمايي کشور. | |
پول بليت سنتوري را به اين حساب واريز كنيد
شماره حساب : 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد032 ) به نام فرامرز فرازمند و داریوش مهرجویی
حمايت مردمي از سنتوري
فاجعه قاچاق «سنتوري» آخرين ساخته داريوش مهرجويي همچنان نقل محافل است و واكنش تند سينماگران را در پي دارد. روز گذشته ايدهاي در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي شكل گرفت مبني بر اينكه هركس طي روزهاي اخير سيدي يا DVD «سنتوري» را به شكل غيرقانوني خريداري كرده، مبلغي به حساب تهيهكننده اين فيلم واريز كند. يادمان هست كه كارگردان اين فيلم و موكلش اعلام كرده بودند خريدن اين سيدي شرعا حرام است. همچنين طي ماههاي گذشته بسياري از سينماگران، فعالان و مسوولان فرهنگي اين كار را تقبيح كرده و آن را بهمثابه نوعي «سرقت» دانسته بودند. از اين رو خريداران سيدي «سنتوري» كه به واسطه همين سيدي اين فيلم را ديدهاند براي آنكه در «سرقت» و «قاچاق» سهيم نباشند ميتوانند بهاي بليت آن را به شماره حساب مشترك تهيهكننده و كارگردان فيلم واريز كنند. اين ايده روز گذشته ابتدا با داريوش مهرجويي (كارگردان «سنتوري») و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهيهكننده آن) در ميان گذاشته شد. مهرجويي و فرازمند، هم از اين ايده استقبال كردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از اين جهت بود كه معتقد بودند اين حركت باعث وحدت سينماگران ميشود، اما نگرانيشان از آن بابت بود كه ميگفتند مبادا طرح اين ايده به معناي «محتاج بودن» آنها تلقي شود. نهايتا هر دو ضمن موافقت با اين ايده، اعلام كردند كه عوايد احتمالي آن صرف امور خيريه خواهد شد. مهرجويي در اين باره به اعتماد ملي گفت: «من شخصا با اين ايده موافقم. ژست قشنگي است و يك نوع وحدت و همدلي را ميرساند. ما ميتوانيم شماره حسابمان را اعلام كنيم، ولي اميدوارم مردم عزيز در جريان باشند كه ما محتاج نيستيم و هرچه به حسابمان واريز شود، صرف امور خيريه ميشود.» فرازمند هم كه قاچاق سيدي «سنتوري» را «ضربه به سينماي ايران» ميدانست، گفت: «اينجا مساله پول در ميان نيست. ما بايد به ضربه روحي فكر كنيم كه به مهرجويي و بقيه عوامل فيلم وارد شده است. بحث من اين است كه ميگويم اگر قرار بود سنتوري اكران نشود، چرا پروانه ساخت داديد؟!» او همچنين درباره ايده گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي اضافه كرد: «من قبلا هم گفته بودم كه اگر «سنتوري» فروش داشت 50 درصد آن را صرف امور خيريه ميكنم. حتي ميتوان صرف كمك به زحمتكشان و فعالان عرصه سينما كرد كه نيازمند ياري هستند. به هر حال شخصا با اين ايده موافقم و اعلام ميكنم كه عوايد احتمالي اين طرح را صرف امور خيريه ميكنيم.» فرازمند در ادامه به درخواست خبرنگار اعتماد ملي، حساب مشترك خود و مهرجويي را اعلام كرد. اين حساب مشترك به نام «داريوش مهرجويي و فرامرز فرازمند» و از اين قرار است: 0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032).
همانطور كه كارگردان «سنتوري» گفته، اين طرح ميتواند قبل از هر چيز به همدلي و وفاق در سينما خصوصا سينماي فرهنگي و مستقل بينجامد؛ شايد مبلغ 1000 يا 1500 تومان بهاي يك بليت كه از سوي خريداران اين سيدي يا بينندگان آن به حساب تهيهكننده و كارگردان آن واريز ميشود، مبلغ چنداني نباشد و همگان، حتي آنهايي كه اين سيدي را نخريدهاند، مايل به همراهي با اين طرح باشند، اما بايد بدانيم كه عوايد اين حركت بيش از هر چيز به ثبات سينماي مستقل كمك كرده و ضربهاي كه به اين سينما خورده را جبران ميكند. تاكيد ميشود همانطور كه كارگردان و تهيهكننده «سنتوري» متذكر شدهاند اين حركت براي كمك مالي به آنها نيست؛ بلكه هدف از آن، يادآوري پديده زشت «قاچاق» است.
همانطور كه كارگردان «سنتوري» گفته، اين طرح ميتواند قبل از هر چيز به همدلي و وفاق در سينما خصوصا سينماي فرهنگي و مستقل بينجامد؛ شايد مبلغ 1000 يا 1500 تومان بهاي يك بليت كه از سوي خريداران اين سيدي يا بينندگان آن به حساب تهيهكننده و كارگردان آن واريز ميشود، مبلغ چنداني نباشد و همگان، حتي آنهايي كه اين سيدي را نخريدهاند، مايل به همراهي با اين طرح باشند، اما بايد بدانيم كه عوايد اين حركت بيش از هر چيز به ثبات سينماي مستقل كمك كرده و ضربهاي كه به اين سينما خورده را جبران ميكند. تاكيد ميشود همانطور كه كارگردان و تهيهكننده «سنتوري» متذكر شدهاند اين حركت براي كمك مالي به آنها نيست؛ بلكه هدف از آن، يادآوري پديده زشت «قاچاق» است.
منبع خبر : اعتماد ملی
وي افزود: در طي دودههاي كه اين هنرمند آثار ارزشمندي را به سينماي ايران و جهان ارائه كرده، رويكرد به اين نوع سينما در آثارش مشهود است و در نتيجه توفيق او، توفيق سينماي ملي است و در واقع، توفيق همان نگاه صميمي و صادقانهاي است كه او به انسان، جهان و مسائل بشري داشته است. اين نگاه، نگاهي طبيبانه به رنجهاي بشر بوده و نگاهي اميد آفرين و موحدانه به قصد درمان چنين رنجهايي است.
جعفري جلوه اظهار داشت: بايد اين توفيق را به رضا ناجي بازيگر صميمي اين فيلم و كارگردان توانايش مجيد مجيدي و سينماي ايران تبريك گفت. در واقع جهان از سينماي ايران، سينمايي لطيف با نشانههايي مختص يك جامعه شرقي و ايراني و در واقع موحد و اسلامي را انتظار دارد. وقتي يك اثر سينمايي بتواند اين ويژگيها را نمايندگي كند، بر چشم مخاطب جهاني مينشيند و سينماي ايران را به صدر ميكشاند.
وي ادامه داد: ارائه و عرضه چنين آثاري يا به تعبيري روايت صادقانه منش، كنش و واكنش انسان ايراني اسلامي و روايت قصههاي ناب و لطيف و خانوادهگرا، عفيف و شريف ايراني، ميتواند حضور اين سينما را در عرصههاي مختلف جشنوارهاي و همينطور در تعامل با مخاطب عمومي در سطح جهان، تبديل به حضوري موثر، موفق و تابناك كند.
معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اظهار داشت: راه صعود به جايگاه رفيع در سينماي جهان براي سينماي ايران ، دستيابي به سينمايي هويت گرا ، واقع نگر و اميد آفرين و روايتگر فرهنگ و هويت پهلواني دانست، يعني در يك كلمه نماد واقعي سينماي ملي ، كه تعيين كننده توفيق اين سينما هم در تعامل با مخاطب ملي و هم در تعامل با مخاطب جهاني خواهد بود.
| مجموعه تئاتر شهر با پایان یافتن بیست و ششمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر از روز جمعه 26 بهمن دور جدید اجراهای خود را آغاز کرده است. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، نمایش "ملاقات بانوی سالخورده" به کارگردانی حمید سمندریان که از اواخر دی ماه امسال اجراهای خود را آغاز کرده، در بخش مرور تئاتر سال 86 در جشنواره تئاتر فجر امسال در سالن اصلی تئاتر شهر بر صحنه رفت. این نمایش اجراهای خود را تا اواخر اسفند ماه امسال ادامه میدهد.
ملاقات بانوی سالخورده نمایش "خنجرهها" به نویسندگی مهدی پوررضائیان و کارگردانی امیر آتشانی از جمعه هفته گذشته 26 بهمن ماه اجرای خود را در کارگاه نمایش تئاتر شهر ساعت 30/18 آغاز کرده است. این نمایش که در بخش چشمانداز تئاتر ایران در سال 87 حضور داشت، 24 و 25 بهمن اجراهای جشنوارهای خود را انجام داد. |
| در آستانه برگزاری هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی گروههای مختلف تولید شبکه خبر ویژهبرنامههایی مرتبط با انتخابات تهیه و آماده پخش کردهاند. |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، برنامه "فصل سرنوشت" به تهیهکنندگی محمد زینالعابدین در 26 قسمت 10 دقیقهای ساخته شده و از 27 بهمن تا 22 اسفند از شبکه خبر روی آنتن میرود. هدف از ساخت این برنامه بررسی جایگاه مجلس شورای اسلامی در ساختار نظام جمهوری اسلامی و ایجاد شور انتخاباتی و شناخت راهکارهای صحیح انتخاب اصلح است. برنامه "غیرت ایرانی" به تهیهکنندگی حسن حاتمخانی در 52 قسمت سه دقیقهای ساخته شده و از 23 بهمن تا 23 اسفند هر روز در دو قسمت از شبکه خبر پخش میشود. هدف از ساخت این برنامه گفتگو با چهرههای ورزشی، هنری و ... برای آشنایی افکار عمومی با نظرات اشخاص درباره انتخابات مجلس هشتم است. "دوربین اجتماعی" به تهیهکنندگی جواد ابراهیمیار در 13 قسمت 10 دقیقهای ساخته شده و از 10 بهمن تا 23 اسفند از شبکه خبر پخش میشود. این برنامه با هدف تبیین ماهیت و اهمیت انتخابات، آثار ویژگیهای انتخابات در سال گذشته، نقش روحانیت و وظایف مردم و ... به تبیین شاخصهای نمایندگان از نظر مقام معظم رهبری میپردازد. |
| فیلمهای "خون بپا میشود"، "قطبنمای طلایی" و "پیرمردها کشوری ندارند" جوایز بخشهای مختلف دوازدهمین جوایز انجمن طراحان صحنه آمریکا ADG را از آن خود کردند. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، ورایتی اعلام کرد جک فیسک برای "خون بپا میشود" در بخش فیلم تاریخی برنده جایزه شد. او در این بخش با آرتور مکس برای "گانگستر آمریکایی"، سارا گرینوود برای "تاوان"، گای هندریز دیز برای "الیزابت: عصر طلایی" و دانته فرتی برای "سوئینی تاد: آرایشگر شیطانصفت خیابان فلیت" رقابت داشت.
دنیس گاسنر برای فیلم "قطبنمای طلایی" جایزه بخش فیلم فانتزی را به خانه برد. استوارت کریگ برای "هری پاتر و محفل ققنوس"، ریک هاینریش برای "دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا"، هارلی جساپ برای "راتاتوی" و جیمز بیسل برای "300" دیگر نامزدهای این بخش بودند. جس گانچر نیز برای "پیرمردها کشوری ندارند" جایزه بخش فیلم معاصر را برد. او برای دریافت جایزه این بخش پیتر ونهام برای "اولتیماتوم بورن"، مایکل اریک و لورن اوت برای "زنگ شیرجه و پروانه"، کارلوس کونتی برای "بادبادکباز" و کوین تامپسن برای "مایکل کلیتن" را به عنوان رقیب پیش روی خود داشت. برندگان جوایز انجمن طراحان صحنه روز شنبه در بورلی هیلتن معرفی شدند. ADG در چهار بخش تلویزیونی و بخش آگهیهای تبلیغاتی نیز برندگان خود را اعلام کرد. سال گذشته در بخش فیلم تاریخی "نفرین گل طلایی"، در بخش فیلم فانتزی "هزارتوی پن" و در بخش فیلم معاصر "کازینو رویال" برنده جایزه شدند. |
|
نامزدهای دریافت سیمرغ بخش سودای سیمرغ بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام شد . |
|
|
نامزدهای جایزه ویژه سینمای ایران به نگاه ملی : |
| Rank | Title | Weekend | Gross | |
|---|---|---|---|---|
| 1 | |
Fool's Gold (2008) | $22M | $22M |
| 2 | |
Welcome Home Roscoe Jenkins (2008) | $17.1M | $17.1M |
| 3 | |
Hannah Montana/Miley Cyrus: Best of Both Worlds Concert Tour (2008) | $10.5M | $53.4M |
| 4 | |
The Eye (2008/I) | $6.63M | $21.5M |
| 5 | |
Juno (2007) | $5.72M | $118M |
| 6 | |
27 Dresses (2008) | $5.7M | $65.4M |
| 7 | |
The Bucket List (2007) | $5.34M | $75.1M |
| 8 | |
Rambo (2008) | $4.11M | $36.5M |
| 9 | |
Meet the Spartans (2008) | $4.08M | $33.9M |
| 10 | |
There Will Be Blood (2007) | $4.07M | $26.8 |




























