تبليغاتX
مرجع کامل فیلم های روز ایران و جهان
کلینت ایستوود فیلم سینمایی "گران تورینو" را برای استودیو برادران وارنر کارگردانی و خود در آن بازی می‌کند که قرار است دسامبر امسال به نمایش درآید.

به گزارش خبرنگار مهر، ورایتی اعلام کرد "گران تورینو" پس از "عزیز میلیون دلاری" که اواخر سال 2004 نمایش داده شد، اولین فیلم فیلمساز برنده اسکار در مقام بازیگر است.



کلینت ایستوود

جزئیات داستان و نقش ایستوود هنوز اعلام نشده و حتی مشخص نیست فیلمبرداری کی آغاز می‌شود. در صورت آماده شدن "گران تورینو" تا دسامبر برای دومین بار دو فیلم به کارگردانی ایستوود در فاصله کم از یکدیگر اکران می‌شوند. "بچه عوضی" او با بازی آنجلینا جولی و جان مالکوویچ که درامی با موضوع کودک‌ربایی است، هفتم نوامبر (17 آبان) به نمایش در‌می‌آید.

فیلمساز 78 ساله آمریکایی آخرین بار سال 2006 دو فیلم "پرچم‌های پدران ما" و "نامه‌هایی از ایوو جیما" را همزمان روی پرده داشت. او در عین حال قصد دارد فیلم "عامل انسانی" را برای برادران وارنر بسازد که موضوع آن درباره نلسن ماندلا رهبر پیشین آفریقای جنوبی است.

ایستوود سال 1993 برای "نابخشوده" برنده اسکار بهترین فیلم و کارگردان و نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد شد. او سال 2004 نیز برای "رود میستیک" نامزد دریافت جوایز بهترین فیلم و کارگردانی بود و یکسال بعد برای "عزیز میلیون دلاری" برای دومین بار اسکار این بخش را برد. "نامه‌هایی از ایوو جیما" نیز نامزد دریافت جوایز بهترین فیلم و کارگردان شد.

+ نوشته شده توسط پویان در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 5:2 PM |
کریستوفر پلامر و هلن میرن در فیلم "ایستگاه آخر" بر مبنای زندگی خالق رمان‌های جاودانی "جنگ و صلح" و "آنا کارنینا" نقش لئو تولستوی و همسر او سوفیا را بازی می‌کنند.

به گزارش "سایت ورایتی اعلام کرد میرن برنده اسکار و پلامر به ترتیب جایگزین مریل استریپ و آنتونی هاپکینز شدند که پیش از این قرار بود در نقش‌های اصلی "ایستگاه آخر" به کارگردانی مایکل هافمن ظاهر شوند.



کریستوفر پلامر

فیلمبرداری پروژه روز هفت آوریل (19 فروردین) در آلمان آغاز می‌شود و جیمز مک‌آووی و پل جیاماتی دیگر بازیگران فیلم هستند. "ایستگاه آخر" بر مبنای رمانی نوشته جی پارینی ساخته می‌شود که سال 1990 منتشر شد و در آن سال آخر و پرتلاطم زندگی نویسنده و فیلسوف شهیر روس و زندگی زناشویی پرآشوب او تصویر شده است.

جیاماتی در نقش چرتکف هوادار قابل اعتماد تولستوی ظاهر می‌شود که در جنبش مسیحی سوسیالیست تولستوی با او همراه شد و عملا مقابل سوفیا قرار گرفت. مک‌آووی نیز نقش یک منشی خصوصی چشم و گوش بسته را بازی می‌کند که چرتکف برای کار پیش نویسنده روس فرستاد. آن ماری داف بازیگر بریتانیایی همسر مک‌آووی هم نقش ساشا دختر تولستوی را دارد.

بخش‌هایی از فیلم "ایستگاه آخر" در اماکن تاریخی در روسیه فیلمبرداری می‌شود. استودیو برادران وارنر اواخر امسال فیلم را در آلمان توزیع می‌کند. هافمن 52 ساله سازنده فیلم‌های "بازگشت" با بازی رابرت داونی جونیر و "یک روز خوب" با حضور جرج کلونی و میشل فایفر است.

پلامر 79 ساله که بیشتر برای بازی در نقش ناخدا فون تراپ در فیلم موزیکال و معروف "آوای موسیقی" شهرت دارد، اخیرا در فیلم کانادایی "محاسبه احساسی" در کنار سوزان ساراندن نقش‌آفرینی کرد. او به عنوان بازیگر سینما و تلویزیون حدود 170 اثر در کارنامه دارد. میرن دو سال پیش برای فیلم "ملکه" برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد.

لئو نیکلایویچ تولستوی ۹ سپتامبر 1828 به دنیا آمد و نام خود را به عنوان یکی از تواناترین چهره‌های ادبیات داستانی جهان ثبت کرد. او در آخرین روزهای زندگی به همراه پزشک خانوادگی و دختر کوچکش همسر خود را ترک و به جنوب روسیه سفر کرد. آخرین سفر تولستوی هفتم نوامبر 1910 در ایستگاه راه‌آهن آستاپوفو پایان یافت و دو روز بعد در زادگاه خود به ‌خاک سپرده شد.

+ نوشته شده توسط پویان در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 5:1 PM |
بازیگر نامزد اسکار در فیلمی سینمایی نقش پرسی فاوسِت جهانگرد و باستانشناس بریتانیایی را بازی می‌کند که سال 1925 حین تلاش برای یافتن شهر گمشده باستانی در جنگل آمازون ناپدید شد.

به گزارش خبرنگار مهر، خبرگزاری فرانسه اعلام کرد براد پیت برای تهیه و بازی در فیلم "شهر گمشده زد" که داستان سفر نافرجام 83 سال قبل فاوست را روایت می‌کند، اعلام آمادگی کرده است.



پیت در صحنه‌ای از فیلم "ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو"

سرهنگ پرسی هریسن فاوست (1925- 1867) که از او به عنوان منبع الهام قهرمان ماجراجوی مجموعه فیلم‌های "ایندیانا جونز" یاد می‌شود، در حالی که سعی داشت شهر زد را پیدا کند ناپدید شد. از آن زمان به بعد بسیاری از جهانگردان تلاش کرده‌اند با پیدا کردن رد فاوست به راز گم شدن او پی ببرند.

پیت 44 ساله پارسال برای فیلم "ترور جسی جیمز به دست رابرت فورد ترسو" جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره ونیز را برد و در "سیزده یار اوشن" استیون سودربرگ نیز ظاهر شد. او فیلم "مورد عجیب بنجامین باتن" ساخته دیوید فینچر را آماده نمایش دارد که در آن با کیت بلانشت و تیلدا سوئینتن همبازی است.

"پس از خواندن بسوزان" جوئل و ایتن کوئن دیگر فیلم جدید پیت 12 سپتامبر (22 شهریور) اکران می‌شود. جرج کلونی، جان مالکوویچ، فرانسس مکدارمند و تیلدا سوئینتن دیگر بازیگران این فیلم هستند. "درخت زندگی" ترنس مالیک و "مشتزن" دارن آرونوفسکی از پروژه‌های آتی پیت است که سال 1996 برای "12 میمون" تری گیلیام نامزد اسکار نقش مکمل شد.

+ نوشته شده توسط پویان در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 4:57 PM |
کاش چشم دیدن شادی های همدیگر را داشته باشیم ‏


سینمای ما - اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، ‏‎
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، ‏‎
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، ‏‎
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی‎.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، ‏‎
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی‎. ‎
برایت همچنین آرزو دارم دوستانی داشته باشی، ‏‎
از جمله دوستان بد و ناپایدار، ‏‎
برخی نادوست، و برخی دوستدار‎
که دستکم یکی در میانشان‎
بی‌تردید مورد اعتمادت باشد‎.‎
و چون زندگی بدین گونه است، ‏‎
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، ‏‎
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، ‏‎
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، ‏‎
که دست کم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد، ‏‎
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی‎
نه خیلی غیرضروری، ‏‎
تا در لحظات سخت‎
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است‏‎
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه‌دارد
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی‎
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند‎
چون این کارِ ساده‌ای است، ‏‎
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند‎
و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی‎.‎
و امیدوارم اگر جوان هستی‎
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی‎
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی‎
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی‎
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد‏‎
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند‎.‎
امیدوارم سگی را نوازش کنی‎
به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی‎
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد‏‎.
چرا که به این طریق‎
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان‎.‎
امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی‎
هرچند خُرد بوده باشد‎
و با روئیدنش همراه شوی‎
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد‎. ‎
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی‎
زیرا در عمل به آن نیازمندی‎
و برای اینکه سالی یک بار‎
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است‎»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است‏‎!‎
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی‎
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی‎
که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان‎
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید‎.‎
اگر همه‌ی این‌ها که گفتم فراهم شد‎
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم‎...‎
بیایم کمی همدیگر و بیشتر دوست داشته باشیم و چشم دیدن شادی های همدیگر را داشته باشیم.

+ نوشته شده توسط پویان در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 9:6 PM |

«به همين سادگي» رضا ميركريمي بهترين فيلم جشنواره‌ي فجر در اكران نوروزي تاكنون بيش از 27 ميليون و 500 هزار تومان فروش داشته است.

فرجي مدير امور سينمايي حوزه هنري به خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: اين فيلم در 8 سينما تا 10 فروردين ماه به اين رقم فروش دست يافته است و مجموعه‌ي اريكه ايرانيان نيز بصورت تك سانس آن را نمايش مي‌دهد.

فيلم‌هاي «دايره زنگي» و «مجنون ليلي» هم در رقابتي تنگاتنگ با فروش به ترتيب 240 و 250 ميليون تومان با هم رقابت مي‌كنند.

بنا بر اين گزارش، فيلم «مجنون ليلي» قاسم جعفري گفته مي‌شود تا يازدهم فروردين‌ماه پرفروش‌ترين فيلم اكران نوروزي بوده است.

علي سرتيپي ـ پخش‌كننده‌ي اين فيلم ـ فروش آن را بعد از يازده روز در 22 سينما تهران، 250 ميليون تومان اعلام كرد.

به گفته‌ي سرتيپي اين فيلم روزانه بين 35 تا 37 ميليون تومان فروش دارد.

وي با اشاره به فيلم «زن دوم» به كارگرداني سيروس الوند به‌عنوان ديگر فيلمي كه توسط فيلميران اكران شده است، اظهار داشت: اين فيلم كه در 10 سينماي تهران در حال اكران است تا 11 فروردين ماه فروشش به 82 ميليون تومان رسيده است.

مصطفي شايسته ـ پخش‌كننده‌ي فيلم «دايره زنگي» به كارگرداني پريسا بخت‌آور ـ نيز فروش اين فيلم را 240 ميليون تومان تا 11 فروردين ماه اعلام كرد و افزود: فروش اين فيلم بعد از پخش تيزرش از تلويزيون بسيار رشد داشته است و روزانه به بالاي 35 ميليون تومان رسيده است.

«دايره زنگي» در 22 سينما به نمايش درآمده است.

+ نوشته شده توسط پویان در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 9:2 PM |
بازیگران پرکار تلویزیون در سال 1386


 

شهرام عبدلی:


 

شهرام عبدلی پس از بازی در نقش‌های منفی و به شهرت رسیدن در تلویزیون، روند پرکاری عبدلی شروع شد. او در «آدمخوار» یکی از همان نقش‌های آشنا را بازی کرد. اما تلاش کرد در انتخاب‌های بعدی‌اش فضاهای تازه‌تری را تجربه کند. او در سریال‌های «گیلعاد»، «خونمردگی»، «گلستان در‌ آتش»،‌ «غریبه از قریب» و «سایه‌ای در تاریکی» مقابل دوربین رفت.

شهرام عبدلی در اغلب نقش‌هایش همان تصویر آشنایی که با مجموعه «خط قرمز» قاسم جعفری در ذهن مخاطب ایجاد شده بود، کامل می‌کند. تعداد نقش‌های مثبتی که به او پیشنهاد می‌شود کم است و انتخاب‌های او هم محدود. گاهی حتی پرکاری هم این فرصت را به او نداده تا نقش‌های متنوعی را تجربه کند.

▪ مهدی هاشمی:

این بازیگر گزیده‌کار، امسال فرصت نقش‌آفرینی در مجموعه‌ها و تله فیلم‌های مختلفی را داشت، به‌نظر می‌رسد نقش‌هایی که به هاشمی پیشنهاد شد آنقدر وسوسه‌کننده بود که این بازیگر را به پذیرفتن‌شان ترغیب کند. هاشمی طی سال ۸۶ دو مجموعه موفق و پربیننده روی آنتن داشت. «رقص پرواز » که سال ۸۴ تولید شده و از مجموعه‌های متفاوت دفاع مقدس است و دیگری «روزگار قریب» که هاشمی چند سال مشغول بازی در آن بود.

این بازیگر در «روزگار قریب» بار دیگر نقشی را تجربه کرد که برگرفته از یک شخصیت واقعی است. تفاوت این دو نقش و طراوت بازی هاشمی در این دو مجموعه به یادمان آورد که او همچنان یکی از بهترین بازیگران ما است و دقت و حساسیتش برای پذیرفتن نقش معمولاً به نتایج قابل قبولی ختم می‌شود. هاشمی همچنین در تله فیلم «وقت اضافه» با مهرداد خوشبخت همکاری کرد و فرصت بازی در تئاتر تلویزیونی «پسران آفتاب» را هم از دست نداد، او خوب می‌داند که حضور در پروژه‌ای که نام محمد رحمانیان را به عنوان کارگردان بر پیشانی دارد اتفاقی نیست که به سادگی بتوان از کنارش گذشت. مهدی هاشمی این روزها مشغول بازی در مجموعه «کارآگاهان» به کارگردانی حمید لبخنده است. او با این نقش برای اولین‌بار فضای پلیسی را تجربه می‌کند و در قالب یک کارآگاه کارکشته ظاهر می‌شود.

▪ اکبر عبدی:

اکبر عبدی امسال در تلویزیون فرصت بازی در نقش‌های متفاوتی را داشت. او در مجموعه «گل یا پوچ» مثل همیشه در قالب کاراکتری شوخ و بذله‌گو ظاهر شد و در بخش‌هایی از این مجموعه عبدی نقش یک پیرزن را بازی کرد. عبدی، توانایی‌اش در تقلید صدا را بار دیگر در این مجموعه نشان داد. بازی در نقش جبیر در مجموعه «ستاره سهیل» امیر قویدل و تجربه نقشی تاریخی با گریمی متفاوت یکی دیگر از فعالیت‌های عبدی در سال ۸۶ بود. این مجموعه در ایام محرم از تلویزیون پخش شد. این بازیگر با بازی در نقش‌های جدی و متفاوت تلاش می‌کند به سنت بازی‌اش در نقش‌های کمیک پایان بدهد. عبدی در تله‌فیلم «جاده آسمان» کامبیز کاشفی که مدتی پیش از تلویزیون پخش شد هم نقشی را بازی کرد که از او فاصله داشت، اما اجرای درست این بازیگر از نقش آن را به یکی از تجربه‌های موفق عبدی تبدیل کرد. طی سال ۸۶ تله فیلم «مظفرنامه» ساخته محمدرضا ورزی و ایفای نقش مظفرالدین شاه هم یکی دیگر از تجربه‌های عبدی در نقش‌های تاریخی بود، او قرار است در سریال «نردبانی بر آسمان» محمدحسین لطیفی بازی کند. اکبر عبدی در تجربه‌های اخیرش از نقش‌های کمدی فاصله گرفته است و حضور در نقش‌های تاریخی و مسن‌تر از خود را هم تجربه کرده است. حضور او در این نقش‌ها نشان می‌دهد که عبدی مسیر تازه‌ای را در بازیگری دنبال می‌کند.

▪ آتیلا پسیانی:

آتیلا پسیانی در تلویزیون بازیگر پرکاری است، البته دلیل این پرکاری به‌خاطر حضور در نقش‌های کوتاهی است که زمان زیادی از پسیانی نمی‌گیرد، او معمولاً در کنار بازیگری در این مجموعه‌ها می‌تواند در سینما هم حضور داشته باشد. بازی در تئاتر را هم از دست ندهد و گاهی نمایشی را روی صحنه ببرد. پسیانی را امسال در دو نقش ویژه دیدیم.

در «راه بی‌پایان» همایون اسعدیان و «بیداری» بهرام عظیم‌پور، پسیانی اجرایی دلنشین از نقش‌ها دارد. در تله‌فیلم‌ «اخراجی» او نقش پلیسی سرخورده و تلخ را بازی کرد. حضور گرم او در این نقش‌های متفاوت، توانایی‌های این بازیگر را نشان می‌دهد.

توانایی و قابلیتی که در این نقش‌های کوتاه هم عیان می‌شود. پسیانی در تله‌فیلم‌های «خون‌آشام روی بام» و «بازگشت» هم نقش‌هایی متفاوت را تجربه کرد. آتیلا پسیانی مجموعه‌ای از نقش‌های مثبت و منفی را در تلویزیون بازی کرده است و همان قدر که در اجرای نقش مثبت موفق بوده، در اجرای نقش منفی هم موفق است.

▪ فرهاد قائمیان:

پس از مجموعه «وفا» و تجربه نقش جذاب خرچنگ، می‌شد انتظار داشت فرهاد قائمیان مسیر تازه‌ای را در بازیگری شروع کند. در سال ۸۶ قائمیان در دو مجموعه پربیننده حضور داشت. او در مجموعه تلویزیونی «شهریار» کمال تبریزی نقش متفاوتی را تجربه کرد. بازی درونی و کنترل شده او در نقش روحانی موقر و معتمد شهر از امتیازهای کارنامه این بازیگر است. قائمیان در انتخاب‌های تازه‌اش سعی کرده از نقش‌های قبلی فاصله بگیرد.

در سریال پلیسی «بی صدا فریادکن» او نقش پلیس را بازی کرد و در تله‌فیلم «سرقت» نقش یک خلافکار باهوش را. حضور او در «جایی نزدیک آسمان» هم در راستای حضور در نقش‌های تازه و متفاوت بود. شاید تنها اشتباه حرفه‌ای قائمیان در سال ۸۶ پذیرفتن بازی در مجموعه «شکرانه» سعید سلطانی بود. او تلاش کرده بود با استفاده از لهجه تاجیکی شخصیت غریب این خلافکار عاشق را به شکلی باورپذیر اجرا کند، اما کلیت مجموعه آن‌قدر ضعف داشت که قائمیان نمی‌توانست به تنهایی کاری از پیش ببرد. قرار بود این بازیگر در مجموعه تازه بهروز افخمی با عنوان «آتشنشان‌ها» مقابل دوربین برود، اما به دلایلی از حضور در این پروژه انصراف داد.

▪ آتنه فقیه‌نصیری :

حضور پررنگ آتنه فقیه‌نصیری در تلویزیون کمی تعجب‌برانگیز است. البته اغلب نقش‌هایی که او بازی کرده در تله‌فیلم‌ها بوده و این‌طور که به نظر می‌رسد فقیه‌نصیری همچنان برای بازی در سریال‌ها وسواس دارد. «مدار صفر درجه» تنها سریالی بود که با بازی فقیه نصیری روی آنتن رفت. او در این مجموعه نقشی تازه را تجربه کرد.

او در تله‌فیلم‌های «از شنبه تا پنجشنبه»، «سایاب»، «نامادری» و «پرنده شاهین» هم بازی کرد. این بازیگر در مجموعه نوروزی «نشانی» پس از چند سال دوباره با رامبد جوان همکاری کرد. فقیه‌نصیری در این مجموعه در نقش لیلا، دختری که تازه از خارج از کشور به ایران آمده، بازی کرده است و به نوعی بازیگر نقش اصلی محسوب می‌شود.

آنها پیش از این در «خانه سبز» و «گمگشته» همکاری کرده بودند. فقیه‌نصیری به‌زودی در تله‌فیلم «پیمان» به کارگردانی مصطفی صفاری نیز مقابل دوربین می‌رود. آتنه فقیه‌نصیری این روزها که از سینما فاصله گرفته است، تلاش می‌کند با بازی در نقش‌های متنوع و متفاوت مجموعه‌ها و تله‌فیلم‌های تلویزیونی، فرصتی برای محک زدن قابلیت‌هایش برای خود ایجاد کند.

▪ کمند امیرسلیمانی :

بازیگر پرکار دهه ۷۰ در سینما، این سال‌ها بیشتر در تلویزیون فعال بوده تا سینما. بعد از تجربه موفق «مشق عشق» امیر سلیمانی در «ساعت شنی»‌برای دومین بار با بهرام بهرامیان همکاری کرد. او در این مجموعه نقش دختری جوان را بازی کرد که با مسائل خانوادگی مختلفی روبه‌رو است. او در چند تله‌فیلم که در سال ۸۶ تولید شد مقابل دوربین رفت و با آرش معیریان و کاظم راست‌گفتار همکاری کرد. «گامی در تاریکی»، «مظفرنامه» و «اگر تو بودی» تجربه‌های این بازیگر در عرصه‌ای تازه بودند. امیرسلیمانی قرار است در مجموعه تاریخی «نردبانی بر آسمان» به کارگردانی محمدحسین لطیفی مقابل دوربین برود. حضور در تله‌فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی برای کمند امیرسلیمانی فرصت مناسبی بود تا این بازیگر توانایی‌هایش را ثابت کند. حضور قابل توجه او در مجموعه «ساعت شنی» نشان‌دهنده این اتفاق است.

▪ شهره سلطانی:

بازیگر باسابقه تئاتر، طی سال ۸۶ در تلویزیون هم پر کار بود. او در مجموعه‌های «ماروپله» و «خونمردگی» بازی کرد. حضور در تله‌فیلم‌های «گیلعاد» و «تاوان» هم از فعالیت‌های این بازیگر است. سلطانی سعی کرد از پرسونای همیشگی‌اش یعنی زنی جوان، پرجنب و جوش و پرتحرک فاصله بگیرد و حتی نقش کاراکترهای منفی را بازی کند. او در تله‌تئاتر «مهمانی زندگان» هم مقابل دوربین رفت تا چندان از تئاتر دور نباشد.

▪ فاطمه گودرزی:

فاطمه گودرزی با حضور در چندین تله‌فیلم در سالی که گذشت، نقش‌های متنوع و متفاوتی را تجربه کرده است. نقش زنی سالخورده و شهرستانی در «عمه ماه منیر» شهره لرستانی با آن لهجه شیرین ملایری، مهندسی جوان و کارکشته در «خاموشی دریا»، او در «جان شیفته»، «رز سرخ» و «غریبه از قریب» هم مقابل دوربین رفت.

روند پرکاری این بازیگر تا پایان سال ادامه داشته و قرار است به زودی در «۴ متر آن طرف‌تر» با فریدون فرهودی همکاری کند. با توجه به کمبود نقش‌های مناسب برای بازیگران میانسال زن در سینما طبیعی است که بازیگرانی مثل گودرزی ترجیح بدهند در تلویزیون نقش‌های متنوعی را تجربه کنند.



منبع : صبح رامهرمز

+ نوشته شده توسط پویان در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 8:56 PM |

این مرد واقعا هزار چهره در چنته دارد!

این مرد واقعا هزار چهره در چنته دارد!

سینمای ما - بدون هیچ شک و شبهه ای مهران مدیری را می توان پدیده ی طنز تلویزیون ایران به حساب آورد. او طی این سال ها، چه به عنوان یک کارگردان و چه یک بازیگر به چنان جایگاهی دست یافته که دیدن نامش در یک مجموعه تلویزیونی، میلیون ها مخاطب را جذب می کند. مجموعه های مدیری که در آن ها هم نقش کارگردان و هم بازیگر را ایفا می کند همیشه جزو پرمخاطب ترین برنامه های تلویزیون هستند و این نشان می دهد که او در هر لحظه و زمان، نبض تماشاگر را می داند و این توانایی و تیزهوشی را دارد که به نیاز مخاطب پاسخ دهد. جنس کارهای مدیری به ویژه از پاورچین به این طرف سطح توقع تماشاگران را از مجموعه های طنز بالا برده است. پاورچین شروعی بود برای آوردن نوعی تازه از کمدی به سطح مردم. یکی از کارهای مدیری قبل از پاورچین کم کردن فاصله بازیگران با مردم بود. ریسکی که ممکن بود در بین مردم جدی و معمولا گرفته و عبوس ما با شکست مواجه شود. با این حال حتی خنده ها و تپق زدن های گاه به گاه بازیگران هم از مردم خنده را گرفت. چه کسی تا به حال از نگاه های مدیری و گروهش رو به دوربین اصلا نخندیده است؟!( و البته دیگر همه این را می دانیم که خنداندن مردم ما از دشوارترین کارهاست!) با پاورچین فضای کمدی مجموعه هایمان فانتزی تر شد. شخصیت ها غلو شده تر بودند و اغراق در گفتار و کردارشان زیاد شد. از همین جا مجموعه های طنز از نمونه های خارجی مانند friends" " که بیشتر موقعیت ها خنده دارند تا کاراکترها، فاصله گرفت. ما این جا با شخصیت های خنده دار سر و کار داشتیم. شخصیت هایی که برخلاف تصور رایج کمدی لزوما ابله هم نبودند. گاهی حتی بیش از اندازه زرنگ می شدند.
وقتی صحبت از مجموعه های موفق مدیری می شود، بحث دیگری هم مطرح است. مدیری بازیگر خیلی خوبی است. اگر تا الان هم به این قضیه شک داشتیم یا فکر می کردیم فقط توانایی بازی در کارهایی را دارد که خودش کارگردان است، بعد از دیدن بازی های روان و فوق العاده اش در "دایره زنگی" و "همیشه پای یک زن در میان است" کاملا از این بابت مطمئن شدیم. در "مرد هزار چهره" هم نشان داد که می داند هر اثری جنس بازی خودش را طلب می کند. به همین خاطر است که این جا دیگر از آن موتیف همیشگی نگاه به دوربین خبری نیست. بازیش کنترل شده است و با این حال جزییات را به خوبی رعایت می کند. جزییاتی مانند پشت خمیده و عینک و لحن حرف زدن که همه این ها بر کارمند بایگانی ثبت احوال بودنش صحه می گذارد. مدیری کارگردان خوبی هم هست. این را می توان از بازی هایی که از بازیگرانش می گیرد فهمید. بعضی از آن ها بعد از مجموعه های مدیری، در کارهای دیگری که ظاهر شدند نتوانستند موفقیتشان را تکرار کنند. از این گذشته بازی های کارهای مدیری کاملا یکدست است. از خودش گرفته تا نقش های کاملا فرعی همه و همه هماهنگ هستند. از همه مهمتر این که مدیری ریتم را می شناسد. زمان هر قسمت از مجموعه اش کاملا با داستانی که می خواهد تعریف کند هماهنگ است. وسط کار خسته نمی شوی. اگر هم چند قسمتی ضرباهنگ از دستش خارج شود، خیلی زود دوباره کنترلش می کند.همه ی این ها خصوصیات بارز و مثبت اوست اما این وسط پای کس دیگری به جز خود مدیری هم وسط می آید. مدیری نشان داده که بازیگر و کارگردان خوبی است اما سریال هایش وقتی جذابیت پیدا می کنند که قصه خوبی داشته باشند. نتیجه این که در ظهور این پدیده نقش پیمان قاسم خانی را هم نباید نادیده گرفت. قاسم خانی استاد نوشتن شوخی ها و پیدا کردن موقعیت های بامزه است. و خوبیش این است که در همه این موقعیت های بامزه نقبی می زند به خصوصیات و رفتارها و کنش ها و واکنش های فردی و اجتماعی خودمان. شخصیت هایش به همان اندازه که فانتزی هستند لایه های واقعی هم دارند. موقعیت ها به همان اندازه که مضحک هستند ما را به یاد وضعیت خودمان در جامعه شهری می اندازند. وقتی قلم دست قاسم خانی است(البته کلا منظور وقتی است که او سرپرست نویسندگان است) شوخی پشت شوخی می آید.ایده هایش تمامی ندارند و او تمام و کمال از هر ایده اش استفاده می کند. تا ته فکرش می رود. بیلی وایلدر کبیر جایی درباره"ترفند لوبیچ" گفته بود:"یک شوخی داشتی که راضیت می کرد، بعد شوخی بزرگ دیگری بود که روی آن می آمد. شوخی ای که انتظارش را نداشتی." جمله وایلدر بزرگ را بخوانید و بعد شوخی های پاورچین و باغ مظفر و مرد هزار چهره(به خصوص این آخری را که فعلا جلوی چشممان هم هست!) را در نظر بیاورید تا متوجه شوید تیم مدیری- قاسم خانی هم احتمالا درباره ترفند لوبیچ چیزهایی می دانند!
نوروز امسال چه روی پرده بزرگ سینما و چه صفحه کوچک تلویزیون می توانیم شاهد موفقیت و درخشش مردی باشیم که به نظر می رسد می داند همه مان در وضعیتی هستیم که به خنده نیاز داریم. فقط ای کاش همیشه بتواند مانند امروز، آن قدر بالغ بماند که بخنداند...! 



صوفیا نصرالهی

+ نوشته شده توسط پویان در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 8:51 PM |
تامس سنگستر بازیگر جوان بریتانیایی نقش خبرنگار ماجراجو قصه‌های مصور معروف "تن تن" را در فیلمی به همین نام ساخته استیون اسپیلبرگ و پیتر جکسن ایفاء می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، خبرگزاری فرانسه اعلام کرد اسپیلبرگ که اولین فیلم از سه‌گانه "تن تن" را کارگردانی می‌کند، سنگستر 18 ساله را که بیشتر با فیلم‌هایی مانند "عملا عشق" و "دایه مکفی" شناخته می‌شود، برای نقش شخصیت اصلی این مجموعه انتخاب کرد.



تامس سنگستر

سنگستر متولد 16 مه 1990 در جنوب لندن، از سال 2001 با فیلم تلویزیونی "ایستگاه جیم" تولید شبکه BBC وارد حرفه بازیگری شد و به دنبال آن در چند فیلم تلویزیونی دیگر نقش‌آفرینی کرد. "عملا عشق" 2003 اولین فیلم سینمایی مطرح او بود که در آن نقش ناپسری لیام نیسن را بازی کرد. سنگستر در فیلم به لحاظ تجاری موفق "دایه مکفی" 2005 با بازی اما تامپسن نیز نقش بزرگترین فرزند خانواده‌ را به عهده داشت.

فیلمنامه "تن تن" را استیون مافت نویسنده بریتانیایی بر مبنای مجموعه قصه‌های کمیک استریپ "هرژه" نوشته است. در قصه‌های اصلی، تن تن یک خبرنگار بلژیکی است که دور دنیا می‌گردد و با ماجراهای مختلف رو به رو می‌شود و در این میان سگ باوفایش برفی (میلو) همه جا همراه اوست. او بعدها با شخصیت‌های مختلف همراه می‌شود، از جمله کاپیتان هادوک، پروفسور کاتبرت کالکولوس و دو کارآگاه دست و پا چلفتی به نام تامسن و تامپسن.

مجموعه "تن تن" در فاصله 1929 تا 1976 منتشر شد و بیش از 200 میلیون نسخه از آن به فروش رسید. این مجموعه به بیش از 50 زبان دنیا ترجمه شده است. کاتلین کندی تهیه‌کننده این سه‌گانه سینمایی است که به صورت سه بعدی و کاملا دیجیتال تهیه می‌شود و اندی سرکیس بازیگر نقش شخصیت گالم در مجموعه فیلم‌های "ارباب حلقه‌ها" نقش هادوک ناخدای عصبی و پردردسر را بازی می‌کند.

اسپیلبرگ "ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین" جدیدترین فیلم مجموعه "ایندیانا جونز" را آماده نمایش دارد و جکسن هم در حال تولید پروژه "استخوان‌های دوست‌داشتنی" بر مبنای داستانی از آلیس سیبولد است.

در سال‌های 1960 دو فیلم "زنده" بر مبنای داستان‌هایی از مجموعه "تن تن" ساخته شد. تاکنون سه کارتون و دو مجموعه تلویزیونی هم از آن تولید شده است. سال 2006 روایتی موزیکال از داستان "تن تن در تبت" در یانگ ویک تیه‌تر لندن به صحنه رفت.

+ نوشته شده توسط پویان در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 4:15 PM |
اگر سازندگان "اخراجی‌ها 2" همه چیز را فدای بازسازی عوامل جذابیت‌زای فیلم اول نکنند، فیلم جدیدشان می‌تواند هم به عنوان اولین دنباله در تاریخ سینمای ایران ثبت شود و هم به عنوان یک اثر مستقل و تازه.

به گزارش خبرنگار مهر، در جدیدترین فهرست فیلم‌هایی که از سوی معاونت سینمایی ارشاد پروانه ساخت گرفته‌اند، حضور یک نام می‌تواند فصلی تازه را در سینمای ایران به خود اختصاص دهد. فیلمی که می‌تواند پدیده دنباله‌سازی را در پرونده سینمای ایران بنیان بگذارد.

فیلم "اخراجی‌ها 2" با دریافت پروانه ساخت می‌تواند در سینمای بدون دنباله ایران نوعی بدعت‌گذاری کند. صرفنظر از تکرار شدن یا نشدن موفقیت قسمت اول این فیلم، پرداختن به این مهم هر چند دیر برای صنعت سینمای کشورمان اتفاق افتاده ولی می‌تواند به مثابه همان ماهی تلقی شود که هر وقت از آب گرفته شود، تازه است.



اخراجی ها

همانطور که اشاره شد دنباله‌سازی در سینمای ایران سابقه روشن و قابل استناد ندارد و به نظر عجیب هم می‌آید که سینمای ایران که همواره به دنبال پیچیدن نسخه‌های موفق و مخاطب‌پسند از سینمای جهان بوده، تا این حد دیرهنگام به این مهم روی آورده است.

پدیده دنباله‌سازی در سینمای جهان سالیان است که مرحله آزمون و خطا را طی کرده و به گونه‌ای وارد پروسه‌ای پر پیچ و خم با راهکارهای از پیش تعیین شده و اصولی شده است. حتی سینمای پرمخاطب کشورهای آسیایی چون هند، چین و ... هم طی سالیان به این پدیده روی آورده و به نوعی سعی بر تکرار موفقیت فیلم‌های پرفروش و در واقع اولین فیلم‌های این دنباله‌ها کرده‌اند.

اما دنباله‌سازی مانند هر پدیده دیگری هر گاه مشمول نگاه اصولی و ساختارمند شده، با موفقیتی چندگانه همراه شده که مکمل اثر اولیه است. هر گاه هم که سازندگان تنها برای تکرار موفقیت به کپی‌برداری سطحی و سهل‌الوصول روی آورده‌اند، نتیجه از پیش تعیین شده کار پس زدن مخاطب بوده است.

معمولاً دنباله‌های موفق شامل دسته‌ای از فیلم‌ها می‌شود که از هنگام تولید و چه بسا نگارش اثر اولیه، در پس ذهن سازندگان موجودیت داشته‌اند. این دنباله ها معمولاً با در بر گرفتن مقاطع زمانی مختلف به نوعی تلاش می‌کنند، بستری جدید و مناسب برای درگیر کردن مخاطب فراهم کنند و فقط متکی بر تکرار عوامل موفقیت و جذابیت اثر اولیه نباشند.

"پدرخوانده قسمت 2" و "پدرخوانده قسمت 3" از نمونه دنباله‌هایی هستند که با تکیه بر رمان ماریو پوزو از همان زمان که فیلم "پدرخوانده" ساخته شد، حضور نامحسوس خود را اعلام کرده بودند و تنها متکی بر موفقیت هنری و مورد پسند واقع شدن فیلم اولیه نبودند.

این دو فیلم با در بر گرفتن مقاطعی حساس و تأثیرگذار از زندگی یک خانواده و گروه مافیایی بزرگ، به نوعی با دنبال کردن این خط سیر، آسیب شناسی حضور آدمی را پی می‌گیرد که چه بسا با قرار گرفتن در یک خانواده عادی، یک شهروند قانونمند و البته خوشبخت به حساب می‌آید. تصویری که در انتها از تنهایی و ناتوانی مایکل کورلیونه (ال پاچینو) ترسیم می‌شود، بیش از هر چیز مدیون پیگیری خط سیر زندگی او در سه مقطع زمانی مختلف است.

"جنگ‌های ستاره‌ای" نیز از آن دسته دنباله‌هایی است که نوعی سنت‌شکنی در مقاطع زمانی را به همراه داشت و در ادامه یک سه‌گانه جدید و مستقل را به زمان صفر فیلم اختصاص داد. زمان ماقبل شروع اولین فیلم این مجموعه، که به نوعی حرکتی فراتر از همراهی با عادت و خواست صرف مخاطب این دسته فیلم‌هاست.

دسته‌ای از فیلم‌های دنباله‌ای هم هستند که از حضور یک شخصیت محوری پررنگ بهره برده و به واسطه مهارت و شخصیت‌پردازی او، در هر دنباله ماجرایی تازه را پی می‌گیرند. در این دسته پرداخت شخصیت کاراکتر مرکزی می‌تواند به تدریج و بر اساس ماجراهای طراحی شده در هر دنباله صورت بگیرد که از نمونه های معروف این دسته می توان به مجموعه فیلم‌های "جیمزباند" اشاره کرد که بیش از 40 سال ادامه داشته‌اند.

مجموعه فیلم‌های "اسپایدرمن"، "نابودگر"، "بیگانه"، "ایندیانا جونز"، "جن گیر" و "طالع نحس" از دیگر نمونه‌های دنباله‌سازی هستند که همه به یک نسبت مورد توجه قرار نگرفته‌اند چرا که گاه اهمیت و نیاز ساخت آنها بیش از هر چیز تحت‌الشعاع موفقیت قسمت اول قرار گرفته است. فیلم "گریس 2" از نمونه‌های این چنینی است که حتی با وجود تغییر بازیگران فیلم اول متوقف نشد و البته با شکست مواجه شد.

موزیکال "گریس 2" با توجه به موفقیت فیلم اول و بدون حضور ستارگان آن فیلم جان تراولتا و اولیویا نیوتن جان، تنها با تکیه بر روابط تو در توی چند دانشجوی جوان ساخته شد و هر چند از نام "گریس" استفاده کرد ولی نه توانست به جذابیت‌های فیلم اول نزدیک شود و نه به عنوان یک فیلم مستقل مطرح شود. حتی حضور میشل فایفر که آن زمان بازیگری جویای نام بود، نتوانست فیلم را از سقوط نجات دهد.

پدرخوانده

به این ترتیب می‌توان در یک تحلیل کلی به دو نوع دنباله‌سازی اشاره کرد که رویکرد مناسب به آنها زمینه‌ساز استقبال مخاطب خواهد شد. ولی معمولاً این نکته فراموش می‌شود که استقبال مخاطب هم واجد دو نوع رویکرد مختلف است. طبعاً استقبالی که یک فیلم دنباله به عنوان نقطه قوت می‌تواند به آن تکیه کند، استقبالی است که هر چند متأثر از خاطره و موفقیت فیلم اولیه است ولی در مواجهه با خود اثر، صاحب شناسنامه می‌شود. در واقع امتیازات بالقوه یک اثر است که می‌تواند آن را از زیر سایه فیلم اول بیرون آورده و مورد توجه قرار دهد.

این نکته ای است که هر گاه از سوی سازندگان مورد توجه قرار گرفته، نتیجه مثبت در پی داشته است. حالا هم اگر سازندگان "اخراجی‌ها 2" به این وجه توجه داشته باشند و همه چیز را فدای بازسازی عوامل سطحی و اولیه جذابیت‌زای فیلم اول نکنند، فیلم جدیدشان می‌تواند هم به عنوان اولین دنباله در تاریخ سینمای ایران ثبت شود و هم به عنوان یک اثر مستقل و تازه، از نگاه کارشناسان، تحلیلگران و حتی مخاطبان مطرح شده و به باشگاه فیلم‌های یک میلیارد تومانی راه یابد.

منبع:مهر

+ نوشته شده توسط پویان در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 4:11 PM |