| تاریخ اکران "هری پاتر و شاهزاده دورگه"، ششمین فیلم از مجموعه فیلمهای هری پاتر، از نوامبر امسال به روز 17 ژوئیه 2009 تغییر کرد. |
|
خبرگزاری رویترز اعلام کرد انتظار میرود تصمیم روز پنجشنبه مدیران استودیو برادران وارنر برای تعویق هشت ماهه اکران "هری پاتر" ششم به کارگردانی دیوید ییتس بریتانیایی میلیونها نفر از علاقمندان ماجراهای جادوگر جوان و مدرسه جادوگری هاگوارتز را در چهار گوشه دنیا ناامید کند. این در حالی است که پخش آنونسهای تبلیغاتی "هری پاتر و شاهزاده دورگه" در سینماها از هفته گذشته آغاز شده و با توجه به تعویق اکران فیلم به نظر میرسد پخش آنها متوقف شود. پنجمین قسمت هری پاتر با نام "هری پاتر و محفل ققنوس" ساخته ییتس بیش از یکسال پیش و تابستان 2007 اکران شد.
هری پاتر و محفل ققنوس استودیو برادران وارنر که شاخهای از شرکت رسانهای تایم وارنر است، دلیل تغییر زمان اکران "شاهزاده دورگه" را از پاییز امسال به تابستان سال آینده استفاده از ظرفیت اکران تابستانی ذکر کرده است. بیش از 40 درصد درآمد سالانه استودیوهای هالیوودی از اکران فیلمها مربوط به فصل تابستان است. از پنج فیلم اکران شده هری پاتر تا امروز قسمتهای اول، دوم و چهارم در فصل پاییز و قسمتهای سوم و پنجم فصل تابستان روی پرده سینماهای دنیا رفتهاند. نکته جالب اینکه قسمتهای اول و پنجم به ترتیب پرفروشترین فیلمهای هری پاتر بودهاند و مدیران وارنر انتظار دارند اکران تابستانی به نفع فیلم ششم باشد. تغییر زمان اکران "شاهزاده دورگه" تاثیری بر زمان تولید و اکران آخرین فیلم این مجموعه بر اساس کتابهای جی. کی. رولینگ نخواهد گذاشت و "هری پاتر و حفرههای مرگبار" در دو قسمت روی پرده سینماها میرود. زمان تعیینشده برای اکران قسمت اول فیلم هفتم نوامبر 2010 و قسمت دوم مه 2011 است. دانیل رادکلیف، روپرت گرینت و اما واتسن بازیگران ثابت سری فیلمهای مجموعه هری پاتر بودهاند و از دیگر کارگردانان این فیلمها میتوان به کریس کلبموس، آلفونسو کوارون و مایک نیوئل اشاره کرد. |
+ كارلتون كوز نويسنده و يكي از تهيهكنندگان اين سريال ميگويد: ما از همان ابتدا دليل حضور خرس قطبي ، منبع پيام راديويي ، يادداشتي كه ساوير در دست داشت و علت سقوط هواپيما را در نظر داشتيم و تمامي اين دلايل را در نگارش اپيزودهاي اين سريال در نظر گرفتيم. البته زمان افشاي اين دلايل براي ما مشخص نبود و اصلاً مطمئن نبوديم كه بخواهيم همه آنها را به شكل شفاف افشاء كنيم. اما در شرايطي كه نميتوانيم تئوري دقيقي را درباره خط سير داستان تعيين كنيم ، شايد وجود برخي نشانهها در قالب كلي داستان بتواند تا حدي به ما كمك كند.
![]() |
+ در بين اين بازماندگان و يا به عبارت بهتر گمشدگان افرادي از ملل مختلف (نيجريهاي، كرهاي، استراليايي، اسكاتلندي، آمريكايي و عراقي) تشكيل ميدهند. اين گروه در عين حال كه براي يافتن راهي به منظور ادامه زندگي در كنار يكديگر تلاش ميكنند به دقت رفتار هم را زير نظر دارند و وجود حس عدم اطمينان تاكيدي بر لزوم انتخاب يك رهبر در بين آنهاست اما به محض قبول شرايط جديد در جزيره، بازماندگان مورد حمله قرار ميگيرند. اين حملات از يكسو توسط يك موجود نامريي (هيولايي به شكل دود) در مكانهاي غيرقابل پيشبيني صورت ميگيرد. در كنار آن برخي حملات نيز توسط حيواناتي است كه از لحاظ جانورشناسي نبايد در اين جزيره باشند.
+ در كنار اين حملات يك نفوذي به نام (ایتان) در بين بازماندگان شناسايي ميشود و پس از آن همه با ديده شك و ترديد به هم نگاه ميكنند و حتي در مواردي اقدام به شكنجه يكديگر ميكنند تا از هويت حقيقي هم مطلع شوند. تلاشهاي بازماندگان براي ارتباط با دنياي خارج به دفعات ناكام ميماند.
+ ستون دودي كه توسط يكي از ساكنان جزيره (دانيل) ايجاد شده به اشتباه تهديدي براي يك حمله بزرگ تلقي ميشود اما حمله واقعي اندكي بعد رخ ميدهد. در اين ميان عدهاي از بازماندگان در درگيري كشته ميشوند و برخي نيز در حين كمك به ديگران آسيب ميبينند ، اما دشمنان اصلي اين گروه، ديگران (Others) هستند كه در چند مرحله تعدادي از بچهها و بزرگسالان را ميربايند و در اين ميان از يكي از بازماندگان به عنوان عنصر جديد نفوذي استفاده ميكنند و حتي او را مجبور به قتل دو تن از بازماندگان ميكنند.
+ در همين حال شبكهاي از تأسيسات زيرزميني در جزيره كشف ميشود كه امكانات بازماندگان را براي ادامه زندگي به نحو قابل توجهي افزايش ميدهد اما اين شرايط جديد موجب افزايش درگيريها بين بازماندگان ميشود و در مقاطع مختلف شاهد تلاش آنها براي مسموم كردن يكديگر ، سرقت اموال و انتقامجويي هستيم.
+ حملات «ديگران» و آشفتگي در بين بازماندگان باعث تغيير ديدگاه برخي از آنها نسبت به مسائل مهم شده است. براي مثال ديد جك نسبت به زندگي و جان لاك نسبت به سرنوشت كاملاً در جزيره متحول ميشود و حتي نفرات اصلي بازماندگان به هنگام اسارت در پايگاه ديگران از زبان سردسته آنها (بن) ميشنود كه ديگران به واقع انسانهاي خوبي هستند.
+ اما به نظر برخي از انديشمندان شايد اين داستان مبهم ولي تا حدي آشنا به نظر برسد چرا كه ميتواند تعبير ديگري از سياست خارجي آمريكا پس از حادثه 11 سپتامبر و حمله به برجهاي دوقلو باشد، از انفجار هواپيماها در آسمان آبي شهر نيويورك تا اعتماد گروهي از مردم وحشتزده به يك شخصيت رهبرگونه و يا رواج بياعتمادي در بين مردم هراسان و اتخاذ تدابير جديد امنيتي در بين آنها براي تأمين امنيت كه البته با توجيه وجود يك گروه تروريستي زيرزميني به نام القاعده و انجام حملات تروريستي در اسپانيا، بالي، انگلستان و 110 نقطه ديگر در نقاط مختلف جهان صورت گرفته است و البته سران اين گروه به گروگانهاي غربي خود ميگويند كه انسانهاي خوبي هستند.
+ احتمالا شما به خاطر ميآوريد كه دونالد رامسفلد وزير اسبق دفاع آمريكا ، سازماني تحت عنوان گروه عملياتي پيش دستانه و پيشگيري را در سال 2002 تشكيل داد تا اطلاعاتي را براي آمادگي طرحهاي آينده سياست خارجي دولت بوش گردآوري كند كه حتي بتواند يافتههاي آژانسهاي اطلاعاتي ديگر را به چالش بكشد. ويليام آركين تحليلگر دفاعي روزنامه لسآنجلس تايمز در مقالهاي اشاره كرد كه مأموريت واقعي اين سازمان ايجاد واكنشهايي از سوي گروههاي تروريستي بوده تا در پي آن نظاميان آمريكايي بتوانند حملاتي را به اين گروهها داشته باشند.
و در پایان اینکه :
+ اين اقدام پنتاگون را بايد در كنار اين واقعيت گذاشت كه از اوايل دوران رياست جمهوري جرج بوش سازمان امنيت ملي آمريكا مبادرت به عملياتهاي نظارتي غيرقاني در مورد شهروندان آمريكايي ميكرده است و مكالمات تلفني و اطلاعات تبادل شده كامپيوتري آنها را تحت نظر داشته است و در يك كلام نوعي دولت سايه در واشنگتن به وجود آمده است. در واقع تمامي مردم آمريكا همانگونه كه ديگران از درون پايگاههاي زيرزميني بازماندگان را زير نظر ميگيرند، توسط بازرسان سازمان امنيت ملي آمريكا تحت نظر هستند.







